خرید بک لینک
و گاهی اینگونه دلتنگ می شوم برای توتویی که در مجازی ترین نقطه زندگیم هستی ... و منی که از تو دورم خیلی دور ... و می گذرند این روزها و ثانیه ها ، به امید دیدن روی زیبای تو در این تنهایی ، در این هجوم سرد بی تو بودن تو بگو چگونه دلتنگیم را برایت ببارم؟ چگونه قطرات دلتنگیم را پنهان کنم از پناهگاه چشمان

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:37

عاشقانه هایم را به باد می سپارمبرای تو... تو که رنگین کمان لبخندت نهایت آرامش من است گونه هایت را آماده کن ناجی من!!!... بگذار ببوسمت با چشمانی همیشه تشنه تو زیبای مجازی من!! ... برخیز پنجره را بگشا دستانت را باز بگذار می خواهم زیباترین ترانه های عاشقی را در ستایش تو بسرایم و به باد بسپارم تا به ضری

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:37

فراق را پایانی نیست...و به تو رسیدن شاید مشکلتر در این سکوت ، در این خلوت ، در این بی تو بودن تو را نفس میکشم با این قلب خسته ام چشم به راهت می مانم ای نفس نوشته های پریشانم... ای تارو پود هذیان های شبانه ام... ای رنگین کمان خط خطی های مجازیم... زمزمه می کنم دوستت دارم رابا این قلب خسته و مشتاق بیا

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:37

نگاه تــــــو...


مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند...

چه معجــــــــونی می شود...


زندگــــــی...

با لمس دستانِ تـــــــو...

با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو...

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعت 8:49 AM توسط رامین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

شنیدن نامم ، آنهم از لبان تو

طعم نوبرانه های این روزهای بهار را دارد...

یکبار دیگر

صدایم کن

به نام کوچک

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعت 8:53 AM توسط رامین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

ایســــتاده امـــــ بگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را بـــــرود...! مــــــــــــن، همیــــن جــــا، کنــــار قــــولــهایــت، درســـــت روبــــروی دوســــت داشتـــنت و در عمــــق نبودنــــت، محــــکم ایستــــاده ام + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعت 9:4 AM توسط رامین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

مثل باران هاي بي اجازه ،

وقت و بي وقت

در هوايم پراکنده اي

و من بي هوا

ناگهان خيسم از تو . . .

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعت 9:28 AM توسط رامین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

ایـنـکـــه میـان دسـتـانَـت لـحـظـه ای چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم… و دنـیــــا بـــه سکـوت صـــدای نَـفَـس هــایَـت فــــرو رَوَد نمیــــدانــــــی … چه هـیـجـــانــــی ست … + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعت 9:29 AM توسط رامین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

این نوشته دلنوشت ، باورم نیست سرنوشت من نوشتم حرف دل ، بی خیال سرنوشت؟ هک شود یک سرنوشت با تلاش و سعی و کشت (هرچه کردم او نوشت) .این شود یک سرنوشت امدن یک سرنوشت ،مرگ من هم سرنوشت اختیار من کجا ، این که شد جبر ، کو بهشت + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۱۹ساعت 4:10 PM توسط رامین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد...؟ یا به یک خنده ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد...؟ چه خبر از دل تو....؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من میگیرد....؟ مثل رویای رسیدن به خدا.... همه شب تا به افق دل من نیز به آزادگی قلب تو پر میگیرد + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ساعت 9:34 AM توسط

برچسب: نویسنده: بردیا رستمیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 13:00

صفحه بندی